شنبه 24 آذر 1397 - 08 ربيع الثاني 1440 - 15 دسامبر 2018
   
 سایت های مرتبط
آمار سايت
امروز : 34
ديروز : 342
ماه : 3404
مهران؛ پس از سال ها رنج و زحمت والدین، اکنون نیازمند یاری خیرین
به گزارش تبیان اهر به نقل از اهروصال: آنچه در ادامه می خوانید روایت کودکی است که سال هاست رنج و نقص یک تصادف سخت را با خود دارد. بازگشت مجدد او به زندگی پس از رحمت خدا،  نتیجه سعی و همت و رنج و مشقت والدینش بوده است. مهران حالا نیازمند دست یاری خیرین و نیکوکاران است. داستان رنج مهران را در ادامه می خوانید.
سکانس۱
پاییز۱۳۷۷بود. مهران دانش آموز کلاس پنجم مدرسه سلیمان خاطر شهر اهر بود. او به اتفاق معلم و همکلاسی هایش برای بازدید به کتابخانه رفته بودند. موقع برگشتن صدای برخورد موتور با کودک ۱۲ساله سکوت همه را شکست. چشم ها همه به طرف مهران خیره شد، اما موتور سوار صحنه تصادف را ترک می کند. مهران توسط معلم و چند نفر دیگر که خود را به صحنه تصادف رسانده بودند، به بیمارستان اهر و از آنجا به بیمارستان امام خمینی تبریز اعزام می شود. فردایش مورد عمل جراحی قرار می گیرد. در نگاه اول وضع مهران خیلی بد است و پزشک ها از مداوای او  ناامید می شوند اما توکل به خدا هیچ فردی را از انجام عملی باز نمی دارد. مهران ۴ ماه در کما می ماند و۷ ماه در هوشیاری نسبی بعد از یکسال بدن بی جان مهران تکان می خورد و مهران چشم اش را باز می کند. پزشکان این کار را نوعی معجزه و از کرامات الهی می دانند چونکه پدر مهران بارها از آنها شنیده بود که بی خود وقت ات را تلف نکن. هیچ امیدی به بهبودی این بیمار نیست. اگر احیاناً به هوش هم بیاید تا آخر عمر فلج می ماند اما پدر تا دقایق آخر توکل اش با خدا بود.
سکانس۲
موتور سوار از صحنه تصادف می گریزد اما توسط یکی از دانش آموزان شناسایی بعد از کلی انکار در کلانتری بالاخره لب به اعتراف می گشاید.
سکانس۳
پدر مهران کارمند یک شرکت گازرسانی و نایب رئیس شرکت است که به قول خودش وضع خوبی داشت. وی در جریان تصادف پسرش ۳ماه مرخصی بدون حقوق می گیرد تا به وضع پسرش رسیدگی کند اما پدر با این وضع احساس می کند که نمی تواند به مریض اش برسد. به ناچار از اداره استعفا می دهد. دارویی که پزشکان برای مهران نوشته بودند بعد از ۳ ماه نوبت در هلال احمر به دست پدر مهران می رسید. پدر مهران بعد از کلی تلاش بالاخره شربت پیراستام مهران را از شهر آبادان که از زمان جنگ در آنجا استفاده می شد و در بیمارستان آنجا موجود بود پیدا و قرص باکلافون را از پل دختر تهیه می کرد. اما با این وجود خسته نمی شد. برای بهبودی پسرش کل زندگی و تنها پیکانش را نیز فروخت. پدر می گفت یک روز از آبادان ۲تا شربت پیراستام آوردم که پزشکان تعجب می کردند که چطور تهیه کردی؟ او مجبور بود این داروها را تهیه کند چونکه در تبریز برای یک نسخه او این داروها را می دادند. بالاخره مهران بعد از یکسال بستری شدن در بیمارستان مرخص شد. روزهای اول پدرش هفتگی او را پیش دکتر متخصص اش می برد. بعدها ۲ هفته و در آخر ماه به ماه می برد. دکتر برای پدرش آفرین گفته و او را تحسین کرده بود که در صورت عدم همراهی مهران از بین می رفت.
سکانس۲ برداشت۲
موتور سوار به دادسرا و از آنجا به زندان منتقل می شود طبق نظر کمسیون پزشکی مهران ۸۵ درصد نقص عضو اعلام می شود. خانواده مهران با اطلاع از وضع خانواده ضارب دیه پسرشان را می بخشند. حتی برای جرم دولتی نیز رضایت می دهند و موتور سوار که بیمه نداشته آزاد می شود.
سکانس۴
بعد از مرخصی از بیمارستان و بهبودی نسبی مهران۳ بار زیر تیغ جراحی به خاطر شلنک ساکژن که موجب اضافه گوشت گلو وآب آوردن زانویش شده بود رفت. پدر مهران دیگر توان مالی نداشت و دستش خالی شد اما امیدش به هیچ عنوان قطع نشد تا اینکه مهران ۲۸ساله روز به روز بهتر شد.
سکانس۵
مهران ۲۸ ساله با مدرک پنجم ابتدایی حافظ ۲۳جز قرآن است چونکه مهران از اول استعداد خوبی برای درس خواندن داشت و شاگرد اول بوده است..خانم طهماسبی مسئول مرکز آموزشی قرآنی صراط شهرستان اهر می گوید: استعداد مهران باور کردنی نیست او زود یاد می گیرد زود جواب پس می دهد. در همه مسابقاتی که شرکت کرده مقام آورده است.
رتبه اول رشته حفظ۵جز دربخش معلولین سازمان بهزیستی استان آذربایجان شرقی
رتبه اول رشته حفظ۷جز مقط سنی بالای ۱۶ سال
رتبه اول رشته حفظ ۱۱جزمسابقه شمیم وحی
رتبه اول رشته حفظ۵جزقرآن در مسابقه بسیج
رتبه دوم در رشته حفظ۳۰ جز اهر
و با استعداد خاصی در حفظ شماره صفحات قرآن، کل آیات، حفظ از ابتدای صفحات به انتها و بر عکس، صفحات با مضرب ومتشباه و خواندن برعکس آیات قرآن را دارد. وی عقیده دارد که مشکل اصلی مهران ضعف در تکلم است، که این ضعف در تکلم در مسابقات استانی و کشوری برایش مشکل شده است. اگر بخاطر خدا خیری پیدا شود و مشکل هزینه عمل تکلم مهران برطرف شود، وی می تواند هم تحصیل اش را ادامه بدهد و هم حفظ قرآن را تمام بکند چون مهران از هوش بالایی برخورداراست. هدف ما مطرح شدن مهران نیست ما فقط می خواهیم عملی که دکترها برای مهران نوشتند و پدرش از مخارج عمل عاجز است توسط نیکوکاری حل شود و مهران به جامعه برگردد.
اما آرزوی مهران اسماعیل نژاد این است که؛ خوب شود، درس بخواند و کربلا برود.
نوشته شده در   چهارشنبه 9 ارديبهشت 1394  ساعت  08   توسط   آقای اکبری
چاپ ارسال برای دوستان بازگشت
نظرات شما :
نام :
نام خانوادگی :
  ایمیل :
 
لطفا کد نمایش داده شده در تصویر را وارد نمایید
نظر خود را درباره این مطلب بیان بفرمائید